تبليغاتX
فجرستان

فجرستان

جنبش کوشش پایداری برای رهایش از دگمایش ملی به گشایش منطقوی

نامه ها‘ سخنرانی ها و مصاحبه های در بیوند با این طرح

 

 

 

 

داکتر اشرف غنی احمد زی :" "تاکید بر سرحدات بسته از یک مفکوره قرن نزده سر چشمه گرفته است امروز ما ضرورت به یک فکر  قرن بیست و یک داریم اروپا را ببینید سرحدات بسته داشتند در چارچوب سرحدات بسته هیچ مشکل حل نشد از این جهت درس که باید بگیریم از ارتباط فرانسه و آلمان است وقتیکه فرانسه و آلمان در چارچوب عدم همکاری مصادف شدند موجب دو جنگ جهانی شدند بعداً با ایجاد اتحادیه ذغال سنگ و فولاد اساس یک اروپای نو را گذاشتند."

 داکتر رنگین دادفر اسپنتا:" دنیای جهانی شده بدون شک دنیای مناطق متحد خواهد بود. برداشتن مرزها و گسترش پیوند میان مردمان کشورهای گوناگون و کاهش مرزهای جغرافیایی و سیاسی ملی در دراز مدت تنها راه مشارکت مؤثر و ارتقای انسان های منطقه ما، از موضوع جهانی شدن به عامل آن خواهد بود”

 

 

 

 

بسم الله الرحیم الرحیم

28/12/1385

سرمحقق عبدالباری راشد

ریس اکادمی علوم افغانستان

 

برادرعزیزوبااحساسم آقای نوری!

 

  پس ازعرض سلام،آرزومندم موفق وموییدباشید،رساله(حوزه تمدنی فجرستان)تانراخواندم.

موفقیت تانرانخست درامرمهم نویسندگی تبریک میگویم.

ثانیاً احساس انسانی تانراتقدیرمیکنم که بفکرآرامی وسعادت ونزدیکی ملتها،مخصوصاًیک حوزه تمدنی خاص هستید،آرزومندم این احساس عالی تان جهانشمول گردد!

باتاییدآرمان های قلبی تان توجه شمارابچندجمله زیرمعطوف مینمایم:

بشریت برای یک زندگی شایسته وبایسته درزمین همیشه نیازمندسه چیزبوده وخواهدبود:

اول-رفع احتیاجات اولیه وحیاتی-آغازازخوراک وپوشاک ومسکن تامدرن ترین وسایل ترقی وپیشرفت وختم به آخرین تشریفات وتجملات درزندگی.

دوم-تامین فضای صلح وامنیت،انصاف وعدالت،برادری وبرابری وانسانیت دربین بشریت.

سوم-پاسخگویی به خواست های ارزشی ومقدس وتوصل بیک آرامش روحی که معرف فطرت آدمیست.

وبرای جوابگویی باین نیازمندی های انسان عناصرمهم واساسی ذیل ضرورت است :

الف- وطن(سرزمین)،

ب- آزادی واستقلال،

ج- ایمان و معرفت.

قابل توضیح است: اگر ایمان به خدا و عمل به احکام الهی را نعمت عظمی و درجه یک پروردگاعالم برای رسیدن به خدا و کامیابی دنیا و آخرت بدانم!

بدون تردید آزادی و استقلال یگانه رمز هر سعادت و اساس هر رشد و پیشرفت و سایر ترقیات مادی و معنوی در جامعه است.

اگر تامین عدالت،انصاف برادری وبرابری وسایرمظاهراخلاق وانسانیت مولودسلامت معنوی انسان برمبنای ایمان بخداوعمل به اوامرالله باشد.

خواه مخواه رشداقتصادی-اجتماعی وغیره آرمان های بشری تنها وتنهادرپرتوآزادی واستقلال میتواندنصیب انسان هاگردد.

چه هرکجاکه ایمان وعملی حاکم است ،آنجاازعدالت وانصاف وانسانیت اثری هست .وهرجاکه آزادی واستقلال ومدیریت تسلیم هست،قدرت،دانش،تکنولوژی،فرهنگ ،هنر وهر چیز دیگر هست. برعکس آنجاکه ایمان بعنوان یک اصل حاکم درروندحیات فردی واجتماعی یک ملت یادولت حضورندارد-ازمظاهرایمان یعنی عدالت،انصاف وانسانیت خبری نیست!اینچنین هرجاکه آزادی نیست،آرامی،سعادت،رشد،امنیت وبعباره دیگراصلاًنیست.

چنانچه درطول تاریخ بنام هیچ ملتی نمیتوان آشناشدکه آزادی وحق استفاده اززمین وآسمان خودراداشته باشدولی فقرومرض وپسماندگی شکوه کند.

درحالیکه ملت های دربنددنیاباداشتن همه امکانات خداداطبیعی وبشری مثال های زنده همه پسمانی هادرجهان اند.زیراازنعمات آزادی،استقلال،حاکمیت ملی ومدیریت های سلیم در راس امورخودبی بهراند.

برادرعزیز!

باتوجه به مسایلی که عرض شد،مازمانی باینهمه آرمان های بزرگ ومقدس رسیده میتوانیم که همه کشورهای منطقه موردنظرویاجاهای دیگربه آزادی واستقلال خودبطورواقعی برسد تادرهرموردیکه بقناعت شان پرادخته شودتصمیم گرفته بتوانند.سپس میخواهدتاهمه مردمان مناطق موردنظررابیک فکرواحدآماده پذیرش این طرح هاساخت.

وبرای نیل بچنین آرمان های بزرگ یک انقلاب فرهنگی عظیم فرهنگی-سیاسی وایدیولوژیک درسطح منطقه وجهان نیازاست.

امیدوارم جناب عالی بامطالعه دقیق ترشرایط سیاسی-نظامی واستخباراتی(استعماری)منطقه وجهان،راه عملی این ایده نیک تانرانیزجستجووتعقیب بفرمایید.

باآرزوی موفقیت های بیشترشما.

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

1سرطان 1386

عبدالرحمن غفوری

 

     مدت هاست مسایل کشورهای آسیای ی میانه وجنوب شرق آسیاذهن بنده رابخودمشغول داشته است .وضع افغانستان درمیان این کشورها،بخاطرتقریباً سه دهه جنگ وکشمکش بیشتر قابل توجه است،فقروناامنی وهم عدم ثبات کافی درین کشورهامخصوصاًدرافغانستان بیدادمیکنندومن نجات همیشگی ازین مشکلات ومسایل راضمن بکارگیری طرق معمول درنزدیکی ملت های آن می بینم.

فقر،عدم امنیت وبی ثباتی درجوامع یاد شده همواره سبب شده است تاثروت های طبیعی این کشورهابه اشکال مختلیف غارت شودونیروها ی انسانی شان تلف گردد.وچنین حالتی برای این کشورها بصورت مستمرفاجعه باربوده است .درعین حال برخوردکشورهای پیشرفته ویاازنظرمن کشورهایکه قدرت تخریب بیشترجهان رادارند،باکشورهای فقیرآسیادرمجموع وباکشورهای آسیای میانه وجنوب شرق آسیا مخصوصاًاوضاع درین جوامع رافاجعه بارترساخته است.

بنابراین نزدیکی بیشتراین جوامع هم بقای شان راتضمین خواهدکردوهم ثبات وبهبودی شانرابدنبال خواهدداشت.

من پس ازنخستین ملاقاتم باآقای محب الله نوری درکابل ومروری به نوشته وی زیر عنوان «حوزه تمدنی فجرستان» درین راستا بیشترمعتقدشدم که کاربیشتردرین زمینه ممکن ومقدوراست.اماآنچه به نظرمن ازاهمیت خاصی برخورداراست اصل وبنیادیست که نزدیکی جوامع مذکورروی آن بایدپیریزی شود.به هرحال نوشته آقای نوری درزمینه قابل تمجیداست  تجارب کشورهای شامل سارک،اتحادیه اروپا،اتحادافریقا،سازمان کنفرانس اسلامی ونهضت عدم انسلاک شایددرزمینه خیلی ها مددگارباشد.

 

 

 

همگرایی منطقوی

(regional integration)

داکترمحی الدین مهدی

 

     همگرایی منطقوی از مباحث علم جیوپولیتیک است و به تبع از اصل خود، بحثی است تازه که بعد ازجنگ دوم جهانی، جنبه عملی پیداکرده است. با توجه  به محدودیتهای طبیعی  و سیاسی، پراگندگی نوع انسان در روی زمین، تجانسهایی از نوع نژادی، فرهنگی (زبانی،دینی) و تاریخی بوجود آورده است. شرایط خاص سیاسی سده های اخیر، علی رغم این تجانسها، محدوده های معین جغرافیایی تبدیل به قلمرو حاکمیت سیاسی ساخته که کشور نامیده می شود. مهمترین شرط- از آن شرایط خاص سیاسی سده های اخیر ظهور و عروج ناسیونالیزم (ملیت گرایی) در اروپااست؛ پدیده ی که به دو جنگ عالمگیر منتهی شد. اما پس از جنگ دوم، به  تدریج جای پدیده  ناسیونالیزم  را، همکاریها میان کشورها گرفت و درسال 1946،مفکوره ی اتحادیه ی اروپا ازجانب و زیرخارجه ی  وقت فرانسه مطرح گردید.

میدانیم که کشورهای اروپای غربی، وجوه اشتراک فراوان میان خود دارند: در دوره ی امپراطوری روم (حدود200ق م تا470م) این منطقه یک واحد سیاسی بحساب می آمد؛ در قرون وسطی ، این مجموعه یک واحد دینی زیر چترکلیسای کاتولیک روم بود. اگر ازنمونه های کوچک قومی چشم پوشی کنیم، تمام اروپای غربی به دو خانواده ی زبانی لاتین (ایتالیا،فرانسه ، اسپانیا، پرتگال) و ژرمن (آلمان، اطریش، انگلیس، سکاندیناوی) تعلق می گیرد. با این حال، از اواسط قرن پانزدهم تا ختم جنگ دوم جهانی (حدود600 سال)، اروپا دستخوش جنگ و بحران بود. همانطوریکه اشاره کردیم، انگیزه اساسی این جنگها، رشد ناسیونالسیم بود که بعدها، منافع استعمار کشورهای بزرگ اروپایی ، درخارج قلمرو اروپا، آنان را رو در روی  هم قرارمی داد.

اروپای صنفی و مستعمره جو میراث شوم ناسیونالیسم را، به عنوان بهترین و برترین راهکار سلطه بر دیگران ، با خود به آسیا و افریقا بروند. هم در آسیا و هم  در افریقا، زون های معین تاریخی-فرهنگی  وجود داشت که از قرنهای متوالی بدینسو، یک واحد سیاسی شناخته شده را تشکیل می دادند. حضور استعمارگران در این زون ها (مناطق)، باعث گسستگی  این توالی تاریخی، و افتراق این همبستگی فرهنگی شد. یک  از مهمترین زون های تاریخی-فرهنگی آسیا، منطقه ی جنوب غرب آسیا است که کشورهای هند، پاکستان، افغانستان، آسیای میانه- شامل قسماً قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ایران و آذربایجان در برمی گیرد. این منطقه دارای تجانسهای ذیل است:

1-عمدتا ًشامل دو خانواده ی زبانی آریایی (هندی،اردو،فارسی دری، پشتو،بلوچی،کردی) و ترکی (ازبکی، قرغزی، ترکمنی، قزاقی، آذری) می شود. اما از لحاظ تاریخی ، تمام این منطقه قلمرو زبانهای هندی و ایرانی به حساب می آید.

2- این منطقه محراق خیزش مدنیت اسلامی است که تا قرن دهم هجری (ظهوری صفویه و تشکیل دولت گورکانی هند)، اکثراً از یک مرکز اداره می شده است. این مرکز  یا در نیشاپور خراسان بوده (طاهریان)، یا درسیستان(صفاریان)، یا در فرارودان (سامانیان) یا در غزنی و لاهور (غزنویان) ، یا در فیروزکوه (غوریان)، یا در خراسان (سلجوقیان)، یا در اورگنج خوارزم (خوارزمشاهیان)، یا در سمرقند فرارودان (تیموریان) یا در هرات و کابل (اخلاف تیمور)، و یا در آگره و دهلی هند (بابریان) .  یا درمشهد خراسان (افشاریه) و یا در کندهار و سیستان (ابدالیان). با این حال ،  تاریخ به ندرت یاد آور رو یا رویی های  قومی بوده است . آنچه برای مردم این منطقه اهمیت داشه، وجهه ی فرهنگی زمامداری بوده که دست به دست اقوام می گشته و کسی را یارای دم زدن از سلطه ی قومی نه می داده است.

همانطوری که اشاره کردیم، از اواسط قرن هژدهم ، انگلیسها از شرق و روسها از شمال این قلمرو را مورد هجوم قرار دادند و با تحرک عصبیتهای قومی، هم  زمینه ی نفوذ و تسلط خود، و هم زمینه ی  تجزیه ی بعدی  را فراهم  آوردند.

با توجه به این نکته که هیچ  یک از واحدهای سیاسی موجود (کشورها)، در هیچ مقطع تاریخ، کشورمستقلی نبوده است، بلکه از یک قلمرو واحد تاریخی-فرهنگی بحساب میآمده، تجزیه ی این کل به کشورهای متعدد، هرگز نمی تواند آن تجانس تاریخی-فرهنگی را حفظ کند. از اینجاست که می بینیم در هر یک از کشورهای موجود، اسباب تنش آفرین و محراق بحران زا تعبیه شده است. منازعات آذربایجان و ارمنستان بر سرقره باغ؛ منازعات ایران، ترکیه و عراق بر سر پراگندگی قوم کرد؛ منازعات افغانستان و پاکستان روی مسله ی پراگندگی قوم پشتون ؛ منازعات تاجیکستان و ازبکستان بر سر پامیر و پنجده؛ منازعات هند و پاکستان برسرکشمیر ؛ منازعات تاجیکستان و ازبکستان بر سر توزیع اقوام تاجک و ازبک ؛ منازعات با ترکمنستان برسرخوارزم وچهاجوی.

دراین میان، بسیاری از این کشورها، هنوز در تقلای تثبیت هویت هستند، پاکستان، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان  و تا حدودی آذربایجان؛ زیرا چنانکه گفتیم ، هیچ یک از کشورهای مذکور حضور تاریخی نداشته اند؛ از همینرو تمام این کشورها دست به جعل اسناد تاریخی  می زنند و جغرافیای سیاسی موجود کشور خود را با واقعیتهای تاریخی مشترک که در  محدوده  این جغرافیای سیاسی نمی گنجد، تطبیق می کنند و می خواهند شطی از سیرمتوالی حوادث تاریخی را به نام قومی که اسم کشور شان از آن گرفته شده جاری سازند. بعضی از این کشورها برای حفظ وجود خود ارتش مسلح  به بمب اتومی هم سامان داده اند؛ ولی نمیتوان باورکرد که بدون عطف توجه به واقعیتهای تاریخی و بدون دست یازی به راهکارهای تشنج زا بتوان امنیت را درمنطقه تامین کرد.

به نظرمی رسد که وضع سیاسی این منطقه ی معین، بی اندازه ملتهب است؛ هرگونه تغییر در جغرافیای سیاسی کشوری، بطور بی اختیار و زنجیره ای ؛ تغییرات  در بقیه کشورها را به دنبال خواهد داشت: تجزیه ی  یک کشور بر مبنای قوم  و زبان، تجزیه های بعدی بر این مبنا را به دنبال دارد. ملتهب ترین کانون در منطقه نوار مرزی میان افغانستان و پاکستان؛ بخش عمده ی پشتونها در پاکستان زندگی می کنند، با اینحال بعد از تحولات اخیر و با جا گرفتن حلقات یعنی در رهبری دولت افغانستان، در یک حرکت لغزنده ، بحران روی نوار مرزی میان دو کشورتمرکز یافته است. حلقات مذکوربدون توجه به واقعیتهای تاریخی اشاره شده در بالا-فقط با انگیزه ی  برتری جویی قومی – خواهان برهم زدن موازنه در دو کشور و بالتبع  در منطقه –هستند.  این تحریکات پس از حضور نیروهای بین المللی به رهبری امریکا در افغانستان مخصوصاً با آغاز ماموریت زلمی خلیلزاد بحیث سفیر و نماینده ی خاص ریس جمهور امریکا، شدت گرفت.  حلقات مذکور می کوشند پای نیروهای بین المللی – مخصوصاً امریکا را به آن طرف دیورند بکشند و بارها گفته اند که برای از بین بردن تروریزم باید به لانه های تروریزم حمله کرد. به نظر می رسد که این اشتیاق از افوهاتی شده  باشد دال بر اراده ی  امریکا درتجزیه ی کشور پاکستان. با آنکه نمی توانیم این امر را یکسره نفی کنیم ، مع الوصف، در حال حاضر زمینه های عینی آن هرگز میسرنیست. مثال دیگر- همانطوریکه اشاره کردیم- منازعه ی آذربایجان و ارمنستان بر سر قره باغ علیا است. قره باغ علیا منطقه ای آذری نشینی است که مطابق تقسیمات اداری شوروی سابق (که بعدها به «تبرتقسیم»مسماشد.) در قلمرو ارمنستان قرارگرفته است. پس از فروپاشی شوروی، آذربایجان چتر حمایه ی امریکا را بر سر گرفت  و با استفاده از این حمایه داعیه ی الحاق قره باغ به اذربایجان را بلندکرد. اما طی سه سال جنگ و به التهاب کشانیدن منطقه ، چیزی نصیبش نشد.

هیچ نشانه ای دال بر تمایل قدرتهای بزرگ بر آوردن تغییرات در جغرافیای سیاسی کشورهای منطقه وجود ندارد. به قول پروفیسور«آلبرت اشتایل» (استاد افغانستان شناسی دانشگاه زورغ سویس) جهان کشور پاکستان را با همین حدود اربعه به رسمیت می شناسد. در سازمان ملل  در عین اینکه نقشه ی  سیاسی پاکستان با همین حالت موجود رسمیت دارد، هیچ پرونده ای مبنی بر مورد نزاع بودن تمامیت ارضی آن کشور وجود ندارد. به راستی پیمودن چنین راهی بسیاردشواراست، باز کردن حساب روی حضور نیروهای بین المللی و از طریق آنان دست یابی به هوسهای نشلیستی بخردانه نیست. چه، دریک محاسبه ی سرپایی، حضور این نیروها به نفع کشور پاکستان تماشده است: جامعه ی جهانی با الاتفاق نوار مرزی  میان افغانستان و پاکستان را مامن  ولانه ی تروریزم و بنیادگرایی می شناسند و با بازیهای غلط  دولت افغانستان اینکه سندی برای دولت پاکستان مبنی بر حمایه ی آنان در دست امضااست. بنابرین پاکستان از حضور نیروهای بین المللی در تحکیم سلطه و حاکمیت خود بر نوار آن سوی دیورند افزوده است. این  در حالیست که اوضاع افغانستان بیش از پیش بحرانی تر شده و با افشای تمایلات حلقه های معینی در رهبری دولت بر گسترش شوونیزم حاکم، بی باوری و عدم اعتماد میان اقوام ساکن در کشور اوج گرفته است. نگرانی عمده اینجاست که اگر این مسله قبل  از خروج  نیروهای بین المللی حل نه گردد، افغانستان بعد از خروج نیروهای بین المللی هرگز توان ایستادگی در برابر پاکستان را نخواهد داشت پس می توان نتیجه گرفت که بر گردانیدن اقوام بر جغرافیای سیاسی معین یا تشکیل کشورها بر مبنای اقوام نه امر ممکنست و نه امر معقول . کشورهای تازه تشکیل (پس ازفروپاشی شوروی) طعم این داعیه را تازه می چشند، اما به عقب ماندگی  تاریخی  و فرهنگی افغانستان جز دنبال گردن بیهوده ی این داعیه، نمی توان علت دیگری پیداکرد. این داعیه، تنها در ربع آخر قرن بیست، سه بار پای  نیروهای خارجی را به منطقه کشانیده است. تو خود حدیث مفصل بخوان از مجمل، در حالیکه از تغییرات منفی و مدهش بیرون از اختیار و زنجیره ی در سطح جغرافیای سیاسی منطقه (در صورت آزمایش یک نمونه) به میان آوردیم ، آیا نمیشود سخن از یک روند بازدارنده  و یک عقب گرد مثبت و مثمر تاریخی به میان آوریم؟ اروپا پس ازششصد سال جنگ بر مبنای تجانسهای قومی، دریافت که گونه ی دیگر از همزیستی بدون توجه به تجانسهای زبانی و نژادی هم وجوددارد: مللی که جنگهای صد ساله، سی ساله ، هفت ساله و در جنگ خانماسوز جهانی را به خاطر یکدست ساختن نفوس کشورها از منظرقومی و زبانی پشت سرگذاشتند، اینک با از بین بردن ارزش حقوقی مرزها میان خود، به آنچیزکه نه رسیده بودن دست یافتند: اینک مرز میان اطریش و آلمان ، مرز میان آلمان و لوکزامبورگ، مرز میان چک و آلمان، مرز میان بلژیک آلمان، مرز میان آلمان و هالند....فنس علیهذا مانع رسید ژرمن نژادها و آلمانی زبانها به همدیگرنمی شود. گویی این سخن مولانای بزرگ را تازه  دریافته اند که:

ای بساهندو وترک همزبان- ای بسا دو ترک چون بیگانگان- پس زبان محرمی خود دیگراست- همدلی از همزبانی  بهتر است.

بیایید به این  واقعیت تن دهیم که هیچ کشوری در منطقه آسیای جنوب غربی (به شمول آسیای میانه) بر اساس رفرواندوم یا همه پرسی تشکیل نشده است؛ بنا برین و بالتبع اقوام ساکن این کشورها متجانس نیستند و به صورت اقلیتهای قومی در کشورهای متعدد پراگنده اند. ترکها و فارسی زبانان، بیش از دیگران دچارتجزیه  و تشتت شده اند. کردها و بلوچها به همین ترتیب ؛ در این میان کمترین آسیب را از نظر پراگندگی نفوس پشتونها دیده اند، زیرا با چشم پوشی از بخشی از آنها که ساکن هندوستان اند، کلاً در دو کشور پاکستان و افغانستان موقعیت دارند. حال اگر این داعیه را در هریک از واحدهای قومی و زبانی در هریک از کشورهای منطقه دنبال کنیم (دلیلی هم ندارد که فقط یک قوم حق دنبال کردن آنرا داشته باشد لاغیر) بی تردید منطقه را به جهنم تبدیل خواهیم کرد.

در حالیکه دلایل همگرایی در این منطقه، بسا موجه تر، عینی تر وعملی تر از دلایلی است که در اروپا و جود دارد. مهمترین و اساسی ترین وجه مشترک میان ملل این منطقه همانا دین اسلام است . اسلام  به عنوان محور اصلی همدلی در منطقه حضور هزار و چهاده صد ساله دارد و مایه ی اصلی «فرهنگ مشترک» میان اقوام ساکن در این سرزمین است. اسلام زمانی عاجز از اجرای نقش  وحدت سازخود میان مردم این سرزمین شد که علاوه بر تهاجم استعمار، از آن ایدیولوژی احزاب سیاسی و ابزاری  برای  دست یابی به قدرت ساختند. در حالیکه این آیین هنوز میتواند از عنصر اصلی همگرایی منطقوی ،فرا تر از نژاد، زبان  و قوم  عمل کند.

در بستر زمینه ی سیاسی و دینی که اسلام بوجود آورده بود، فرهنگ مشترکی اهم از ادبیات (به معنای وسع کلمه و تاریخ شکل گرفت که حضور همه ی اقوام در آن متجلی است. در بخش اعظم تاریخ تمدن اسلامی، دین، ادبیات، و تاریخ ملل ساکن در این منطقه ، زبانی پیدا کرد که باز هم حضور فکری  و جسمی اقوام در آن روشن است. زبان فارسی دری بحث زبان بین الاقوامی (isogloss) رشد کرد و بلا استثنا تمام اقوام ساکن درین منطقه احساسات، ذهنیات و تفکرات خود را در قالب این زبان بیان کردند و هریک در رشد این زبان سهم ارزنده گرفتند. استعمارچه در آسیای میانه ، و چه در سرزمین هند، برای پارچه پارچه کردن مردمان ساکن آن جاها، ابتدا اقوام به گرفتن زبان تفاهم از آنان کرد تا جاییکه تجانسهای انکار ناپذیر در برابر آنان قدعلم می کرد، به تجزیه ی زبان واحد به انواع ایرانی ، ماورالنهری، افغانی و هندی دست می زد. این روند تا جای پیشرفت که اینک بعضی گمان می کنند که زبان فارسی دری، زبان قوم خاصی بنام تاجیک باشد؛ در حالیکه در روش و آرایش این زبان ترک به قدر تاجک ، هندو به قدر هر دو و افغان به قدر هرسه سهم داشته است.

و اما گذشته ازاشتراکات تاریخی وفرهنگی ،پیوستگی جغرافیایی وبه تبع ازآن منافع مشترک اقتصادی که تک مایه بودن آبهاومعدنهااساس آنست،خودازاهم دلایل برای همگرایی است.منازعات برسرآب میان تمام کشورهای منطقه وجود دارد؛به همین ترتیب مناقشه میان بعضی کشورهابرسرمنابع معدنی که پیش ازاین وجودنداشت.

ولی بایدتوجه داشت که درحال حاضرمهمترین دلیل برای همگرایی،دلیل یادلایل امنیتی است.به نظربنده شناخته شده ترین منفذبرای ایجادبی امنی درکشورهای منطقه،قابلیت بیش ازحدتحریک پذیربودن اقلیتهاست.این منفذهم برای کشورهای منطقه وهم برای قدرتهای غربی زمینه ی ایجادی بی امنی ومداخله بعدی رافراهم کرده است.

نکته ی درخورتامل اینست که کشوری مثل افغانستان که علاوه برداشتن منفذهای فراخ ،کشوری محاط به خشکه است،بیش ازدیگران ازچالشهای مرزی ومنطقوی آسیب می بیند.حلقات برتری جوی اطراف رهبری دولت افغانستان،باتشدیدمخاصمت باهمسایگان شرقی وغربی (ایران وپاکستان که هردوازنعمت دسترسی به آبهای بین المللی بهره مندهستند)خواب بستن پل هوایی میان افغانستان وامریکارامی بینند.درحالیکه عقل سلیم حکم می کندکه اساسی ترین ،ارزانترین وسهل ترین راه رشدافغانستان،صلح وسازش باتمام همسایگان مخصوصاًهمسایه های شرقی وغربی آن است.

گفته می شودکه افغانستان ازموقعیت مهم استرتژیک برخورداراست؛امابایدتوجه داشت که این موقعیت مهم استراتژیک به سودافغانستان نه بلکه به سودکسانی بوده که قصدعبودازآنراداشته اند.افغانستان به عنوان معبربه سوی هندیاآسیای میانه،همواره قابل توجه قدرتهای بزرگ بوده است.حضورکنونی نیروهای بین المللی نیزباتوجه به همین اهمیت قابل توجیه است .افغانستان زمانی  می تواندازاین موقعیت استفاده نیک کندکه نوعیت بازی رادگرگون سازد؛به این معناکه جهت حرکت راازمرکزیت خودبه اطراف تعیین کندنه برعکس ؛واین فقط درصورت پیش گرفتن استراتژی همگرایی منطقوی میسراست.باتوجه به این نکته که افغانستان درمرکزآن زون تاریخی-فرهنگی قرارداردکه طرح همگرایی منطقوی رادرآن می ریزیم،می توان تصورکردکه درچنین موقعیتی تمام شاهراههای تجارتی وارتباطی ،ازاین کشورمی گذردوبه سرعت جای رقابتهای کشنده ی قدرتهای جهانی را،اجماع مامعه ی جهانی می گیرد.

همانطوریکه گفتیم،این به سیاست گذاری حاکمیت افغانستان تعلق می رساندکه کدام شق رادرپیش می گیرند:همگرایی وهمسویی برای منافع مشترک باکشورهای منطقه،یاواگرایی وستیزه جویی باآنان که به ضررافغانستان ومنطقه وبه نفع قدرتهای بزرگ می انجامد.

به این ترتیب مساعی جوان کوشاودانش دوست(محب الله نوري) رادرجمع آوری این رساله می ستایم وآنرابرخاسته ازدیدعمیق استراتژیک ایشان ازمسایل مطرح درمنطقه می دانم.به نظرمن تارسیدن به آن ایده آل یعنی توحیدسیاسی کشورهای منطقه،فاصله زیادی داریم ودرعین طرح همگرایی ازاین منطقه بسیاری هارانگران می سازد،درحالیکه این تیوری با«کاستن تشنج درسرحدات»راه عمل می پوید.موفقیت مزیدایشان راخواهانم.

 

 

متن سخنرانی محترم لطف الله عزیزی ریس شورای ولایتی تخار در نخستین همایش مردمی فجرستان: 

 اناخلقناکم من ذکر .................. به اجازه بزرگان! به جازه سایر شنوندگان محترم اعم از علمای کرام ،روسای ادارات دولتی، ریش سفیدان و جوانان عزیز و متنفذین !

بسیار خوشحال هستم!

بسیار مسرت دارم!

و امروز به واقعیت این محفل یک محفل بسیار امیدوارکننده برای من است نه تنها برای من بلکه برای سایر هموطنان عزیز تخار زمین ما است که امروز به فکر من صفحه جدیدی باز شده است و پیام تازه ای را بگوش مان میرسانند و صفحه نوین را در تاریخ کشور مان و ولایت مان مشاهده میکنیم بواقعیت بسیار طرح  جالبی است

آیه را که خدمت شما قرات کردم یقیناً این طرح در لابلای این آیت توجیه شده میتواند زمانیکه انسانها برادر گفته میشود در آن ذکر نیست که مرزهای قرقیزستان، تاجکیستان و یا ازبکستان در آن همه انسانها و همه ی مسلمانها را خطاب میکند پروردگار عالم که شما را از یک مرد و زن آفریدم که شما در پیرامون آنها خواهر و برادر هستید زمانیکه پروردگارعالم همه انسانها را برادر وخواهرهم  خطاب میکند ایجاب میکند که مرزهای که بخاطر جدا ساختن خویشاوندان از هم ساخته شده است از هم بپاشد.

برادران عزیز این باعث افتخار ما همه تخاریان است بخصوص که در راه این برنامه و این اندیشه ی که از تخاری بر ملا میشود و از جوان پاک دل تخار زمین ما بگوش جهانیان میرسد این باعث افتخار ما است ولی این پیش ما است که در گذشته ما هیچ وقت خوب خود را قدرش را نشناخته ایم اما امید وارم که در آینده ما خوبتر شویم و بفهمیم.

ما با دیگر انسانها از دو رشته قرابت و  پیوند داریم یکی رشته انسانیت است و دوم  رشته اسلامیت است در رشته انسانیت ما همه خویشاوند و اولاد حضرت آدم هستیم دنیای که امروز بنام حقوق بشر فریاد میزند آنها تنها از یک رشته با ما قرابت دارند و آن رشته انسانیت است که آنها هم انسان هستند و ما هم ، یهودی هم انسان است، مجوسی و مسیحی  هم انسان هست و مسلمانها هم انسان هستند بناً  بر اساس انسان بودن با هم پیوند دارند اما چیز دیگری که ما را از آنها جدا میسازد رشته اسلامیت است پس ما با مسلمانهای دنیا از دو رشته قرابت داریم هم در رشته انسانیت و هم در رشته اسلامیت و شما فکر کنید اگر با یک خانواده  دو خویشاوندی داشته باشید چقدر نزدیک میشوید اما این یک بخش است و بخش دیگری که ما را با دیگران نزدیک میسازد اندیشه است آقای نوری به نظر من بالاتر از وظیفه خود کاری نکرده است منحیث یک جوان که در جامعه اسلامی تربیت شده وجیبه دینی و وجدانی خود را ادا کرده است بناً از مسولیت خود چیزی بالا انجام نداده است منظورم این است و فکر به این است که باید بهر جوان تلقین شود که همچنان وظیفه خود را انجام دهد و این مسولیت و وظیفه هر جوان ما است . پس به اساس اندیشه است که «حسن زبصره و بلال از حبش وصعیب از روم، ز خاک مکه ابوجهل این چه بوالعجبی است» بنا براین او مسلمان که در قرقیزستان زندگی میکند او نزدیک تر است با ما از او افغانی که در افغانستان است ، در تخار است ولی با اندیشه اسلامی با ما نزدیک نیست بناً بسیار بجاست که مرزهای که بخاطر جدا ساختن مسلمانان از یکدیگر ایجاد شده است از هم پاشنده شود و نیز این نکته را بحیث نماینده شما یاد آور شوم که مردم ما عادت دارند که یک گپ که شد عاجل نتیجه آن را میخواهند شاید یک ماه بعد بگوید  همان جلسه که در خطایان  بخاطر بر داشتن مرز ها برگزارشده بود نتیجه اش چه شد؟ بیا خوب یک گپی شده بود گذشت و رفت برادران عزیز! این یک مفکوره است بخاطر ایجاد یک مفکوره سالیم پیامبر 13 سال مبارزه کردند و بخاطر ایجاد این مفکوره و مفکوره نزدیکی مسلمانان و در ده سال بعد آغاز به مبارزه کردند این یک برنامه درازمدت است این ایجاد مفکوره است بهر جوان ما این مفکوره ایجاد شود ما در این راستا در ده سال کامیاب میشویم ، در پنج سال کامیاب میشویم ، در یک سال و یا در پنجاه سال کامیاب میشویم و یا در زمان خودمان هیچ کامیاب نمیشویم نسلهای بعدی به هدف میرسد امکان دارد اما چیزی که مهم است او اندیشه و مفکوره است به همین خاطر من در ختم سخنانم میگویم که ترور و از بین رفتن فرد مهم نیست بلکه ترور مفکوره مهم است هوش بکنید اگر خود آدم میمیرد ولی فکر و اندیشه اش نمیرد امید وارم در آینده مثل استاد نوری صد نفر جوان بخیر پیدا بکنیم، امیدوارم هستم انشاالله عنقریب به این آرمان کامیاب شویم در آخر بازهم میگویم که جسماً آدم لاغر هست لیکن الحمد الله مفکوره عالی و همت بزرگی دارد از این جوانی در دوران تحصیل کتاب را که تالیف کرده است مورد تایید عده از دوستان و روشنفکران جهان قرار گرفته است این برای ما قابل افتخار است.

والسلام و علیکم و رحمت الله.

 

سخنان چندی از محترم صبغت الله شفق ریس معارف تخار در افتتاح "پایگاه تحقیقاتی حوزه تمدنی فجرستان"

بسم الله الرحمن الرحیم

خوشبختانه ما امروز در آستانه افتتاح یک کانون بزرگ علمی بنام پایگاه تحقیقاتی حوزه تمدنی فجرستان قرار داریم که از نظر من یک گام مهم ،موثر و ارزشمند در جهت پیوند تمدنها و مدنیت ها و همچنان یک گام مهم و ارزشمند در جهت بهبود بخشیدن و همچنان روابط دوستی بین کشورهای همسایه و فصل جدید در تاریخ این کشور ها میدانم و امید وار هستم که این یک گام بسیار مهم باشد که بتواند ما را با جهان بیرون پیوند بیشتر دهد.

 

 

متن سخنرانی محترم احمدالله احمدی ریس پیشین شورای ولایتی تخار در دومین همایش مردمی حمایت از فجرستان 

اگر این طرح سمتی نگردد وجوهات مشترکی وجود دارد که میتواند این کشور ها را متحد بسازد حتی این کشور ها از نظر عادات و سلیقه با هم و جوهات مشترک زیاد دارند و در عین حال که  کشور های فقیر هستند دارای منابع سر شار اقتصادی اند اگر این طرح جهانی نشود و سمتی نگردد و اگر دانشمندان این کشور ها درک نکنند من واضح گفته میتوانم که در آینده منافع و منابع شان در جیب کشور های سلطه گر خواهد بود همین حالا اگر وضعیت این کشور ها مورد بررسی قرار بگیرد کشورهای متذکره دارای استقلال کامل نیستند عده این کشور ها وابسته اند به کشور های غربی و عده این کشور ها وابسته اند به کشور های شرقی عده از این کشور ها هنوز در حالت نابودی هستند سیاست مستقل ، طرح اقتصادی مستقل و اداره مستقل ندارند علت اساسی و عمده اش این است که متفرد  واقع شده اند بجاست که پیامبر اسلام می فرمایند :« همیشه گرگ و گوسفند تنها را شکار میکند» این کشور های که در عین حال از حیث تحقیقاتی تکنالوژیکی و تجهیزات علمی پیشرفته بسیار فقیر هستند نمیتوانند حتی همان معادن طبیعی که در این منطقه وجود دارد و کشور های دیگر چشم دوخته است استخراج کنند این کشور های متذکره از حثیت جغرافیایی و موقعیت استراتژیک در حساس ترین نقطه دنیا قرار دارند ببینید اگر ما واقعاً درست متوجه شویم سیاست مداران ، حقوقدانان و متخصصین ما اگر وضعیت این سرزمین را درست بر رسی کنند  و برای جهانیان و مردم این کشور ها و مردم افغانستان بفهمانند اکثر نابسانی ها، اکثر تعرض های بی مورد ،لشکر کشی ها به این سرزمینها بخاطر همین داشتن منابع طبیعی سرشار شان بوده است اگر منابع این کشور ها بتوانند درست مورد استفاده قرار دهند نسلهای فعلی و آینده شان را از تعرض سیاه و خطرناک فقر بخواهند نجات بدهند بایست دانشمندان و متخصصین شان از این طرح که توسط یک جوان و یک دانشمند افغانی ما ارایه شده است استقبال نمایند دوستان عزیز اگر تاریخ بشری را ما درست ورق بزنیم کشور های که از صفحه گیتی کاملا نابود شده اند کشورهای که هستی شان را از دست داده اند، کشورهای که فرهنگ و تمدن و ترقی  شان را ازدست داده اند ، نسلهای ورزیده شان به نابودی کشانیده شد ، متخصیصین شان غیر مستقیم اعدام گردیده اند در معرض نفاق و در معرض اختلاف قرار داشته اند تا ما باورمند نشویم به او اتفاق و اتحاد و همبستگی که دین مقدس اسلام بر این بیشتر تاکید میکند و خوب واضح می فرمایید که ولاتنازع فتفشل و تضحبه  رحیکم واصبر واناالله مع صابر این کشور ها هر قدر در اختلافات سلیقه ی و مرزی و جدایی اگر زندگی بکنند باز دوباره تکرار میکنم که این ها مورد هجوم قرار میگیرند و منابع سر شار که در اینجا نهفته است در جیب دیگران میرود به عبارت دیگر از طرف کشور های منافع طلب و سلطه گر روز به روز قرعه اندازی صورت میگرد که قرعه فال بنام کدام یک از کشورها می براید که ما در وضعیت فعلی جهان درست میدانیم و درک کرده ایم که همین وضعیت فعلا روان است پس من به عنوان یک برادر کوچک شما از این طرح استقبال میکنم و این طرح را که دوست عزیز ما آقای نوری در چاپ کردن رساله ی ارایه کرده اند افتخار مردم افغانستان بخصوص افتخار والای مردم ولایت تخار میدانم راستی اگر کشورها متوجه نشوند و اگر بخواهند کشورهای در منطقه چون کشورهای متمدن شوند متمول شوند نسلهای شان را به یک آینده بهروز و شگوفا وعده بدهند امیدوار بسازند باید این کشور ها این طرح را بپذیرند البته من تا جای خبر دارم دانشمندان از مناطق مختلف از این طرح  نهایت استقبال کردند از این اما این کشور ها نهایت فقیر هستند البته یکنوع تلاشها و جانکاهی ها و جانسوزی ها و تحرکاتی ضرورت دارد که تا این به منصه تطبیق رسیده  و عملی بگردد  من از این بیشتر وقت شما را نمیگرم در اخیر باز یکبار دیگر تطبیق این طرح را از جانب خدای لایزال امید وار هستم و افتخار مردم افغانستان میدانم.

 و ما علینا الابلاغ

 

متن سخنرانی استاد آوری یک تن از معلمین ولایت تخار

 

اسلام وعلیکم ورحمت ا..............

منحیث یکی از باشندگان همین سرزمین که جناب نوری صاحب در محدوده اتحادیه فجرستان گرفتند بسیار خشنود هستم از اینکه اقلاً یک احساسی در ذهن و اندیشه و تفکر یک هموطن ما یا همشهری ما چنان پیدا شد که در تبانی و تقلید با سایر انسانهای دنیا که چگونه به خشنودی خود می اندیشند به خوشبختی خود می اندیشند و برای آینده خود می اندیشند به سربلندی وسر فراز و پیشرفت صنعتی و تجارتی و ثقافتی ، سیاسی و فرهنگی خود می اندیشند اقلاً در این گوشه از دنیا هم طوری که از نقطه نظری راه های بحری و راه های تجارتی دریک گوشه قرار گرفته است این کشورها گرچه از لحاظ مسایل دینی ،مذهبی و ثقافتی ، فرهنگی و کلتوری یک وجه مشترک دارند اما به چنین یک طرحی ضرورت بود در پهلوی اینکه قرار فرموده ریس صاحب شورای ولایتی کشورهای زیر اتحادیه ایالات متحده امریکا، یا اتحادیه اروپا یا اتحادیه کشور های عربی آنها متحد میشوند و از این وحدت شان به نفع خود و برای پیشرفت آینده خود و برای پیشرفت جامعه و مردم، صنعت و تجارت و فرهنگ وثقافت خود بخاطر پیشرفت علم و دانش نسلهای بعدی خود میکوشند تا یک وحدت داشته باشند در این گوشه سرزمین ما گرچه از راه های بحری این کشورها کمتر مستفید هستند و یا بعضاً هیچ مستفید نیستند ولی بهر حال یک طرح از طرف برادر ما نوری صاحب به اذهان عامه گذاشته شد یک سال از ان شد و کتابی هم چاپ شد برادران ما شاید مطالعه کرده باشند و اگر شنیدن و در تجسس این نشدند که کتاب را پیدا کنند بخوانند سوال خلق میشود که چرا اگر شنیده ایم که چنین یک طرحی موجود است که کتابی هم چاپ شده در طی یک سال منحیث باشنده همین سرزمین و همین گوشه دنیا و باشنده کشور که در این طرح قرار گرفته است چرا تلاش نشده است که این کتاب بدست رس قرار نگرفته است یا خود کوشش نکرده ایم که بگیریم مطالعه کنیم تادر عمق آن داخل شویم بهر حال این اقدام برادر مان را مثبت ارزیابی میکنیم خیلی نیک است ولی آنقدر هم بسیار خشنود نباشیم که صد در صد با ارایه شدن این طرح این جامه عمل پوشید و چنین یک نمونه و الگو که ارایه شده است و بالاخره عمل پیاده شد و یک وحدت صورت گرفت و یک بازار مشترک بین شان گویا صورت گرفت این طور هم نه اندیشیم اگر در زمان حیات نوری صاحب نشد کتاب باقی مانده و طرح باقی مانده شاید نسل بعدی بالاخره این کار را بکنند و اگر ما همت نکردیم و در پهلوی نوری صاحب ایستاد شده نتوانستیم و شاید نسلهای بعدی این طرح را تطبیق بکنند بهرحال نطفه گذاری شد، تخمه گذاری شد، و انشاالله امیدوار هستیم که یک روزی این وحدت کلی صورت خواهد گرفت و در جامه عمل پیاده خواهد شد بهرحال میایم در موضوع دیگر که چه کسی شاید این را ممانعت بکند ،مخالفت بکند از راه مستقیم و یا غیر مستقیم این طرح را بر هم بزند و سد راه این طرح شود و مانع این طرح شود البته کسانیکه عملی شدن این طرح را به مسایل تجارتی شان یا سیاسی شان یامسایل مافیای شان صدمه وارد میکند و معلوم است که این کشورها که ضرورت به چنین یک طرح  و وحدت دارند از نقطه نظر ناتوانی خود از ضعف اقتصادی و علم و دانش شان و همه مسایل شان که ضرورت به چنین یک وحدتی دارند بخاطر پیشرفت شان خوب در چنین وضعیت که این ها قرار دارند باید مستقیماً از طریق سیاسی از خود دفاع کرده نتوانند ولی از نقطه نظر فرهنگی و از نقطه نظری اینکه چطور در اذهان جوانان وهمه نسلهای بعدی این طرح ذهن نشین شود و آنها آماده شوند به پذیرش این طرح و قدم بگذارند به تطبیق این طرح این پروسه نیست که در یک  و دوماه یا یک دوسال تطبیق شود شاید سالهای بسیار طولانی را در بر بگیرد بهرحال این سوال ها پیشرتر هم کریمی صاحب سوال ها بعدا طرح خواهد شد سوال ها در اذهان همه ما و شما موجود است که این طرح از کجا پیدا شد ، چه کسی تا هنوز حمایت خود را اعلان کرده است و چه کسی از نگاه مالی حمایت خواهد کرد این طرح را و چقدر تاهنوز در طی همین یک سال با همین هفت کشور تا چه اندازه ی نشست و برخواست صورت گرفته و مفاهیمه ،مکالمه و صحبتها صورت گرفته و مشکلات که البته سر راه این طرح است این کشورها چه نظریات در این مورد داشته اند این را بعداً نوری صاحب یا کسی دیگری خواهد پاسخ دادند خوب می بود که اول این گزارش مفصل داده میشد بهر حال بعدا هم اگر این گزارش داده میشود این سوالات پاسخ گفته میشود تا خوبتر در روشنایی مسله قرار بگیریم. تشکر از توجه شما و از جناب نوری صاحب بازهم سپاس و تشکر از اینکه همت کردند و چنین یک طرحی را پیش کش کردند برای تمام باشنده ها و اتباع هفت کشور مربوطه تشکر ، سلامت باشید.(در ختم همایش بار دیگر به عقب استج رفته این نکات را علاوه مینماید) پیش تر جناب نوری صاحب گفتند که این طرح باید زود جامه عمل بپوشد منظورم این است که این طرح نیازمند کار فرهنگی است تا مغز ها شستوشو شود و ذهن ها اماده شود برای پذیرش این طرح همان ذهن ها که نو جوان هستند جوان شوند و عضو های دولتی شوند تا دولتها هم آماده شوند چون حکومت های موجود این را هرگز قبول نخواهد کرد که کسی دیگر را بالای سر خود قبول کنند چون وقتیکه این طرح تطبیق میشود البته ارگان دیگری تشکیل میشود باز آنها نمیخواهند که این استقلال صد در صد شان را زیر اثر ارگان دیگر قرار دهند بناً ذهنیت ها باید آماده شود یعنی کار فرهنگی پنج سال و ده سال ضرورت است تا جوانان تازه کار آماده شود و گفته نوری صاحب از طریق پوهنتونها جوانان به حکومت ها بروند و بعد آن وقت است که هم دولت ها و هم ملت ها آماده پذیرش این طرح شوند سالها طولانی را در بر میگرد حوصله مند باشید و طرح های دیگر که جناب نوری صاحب اشاره کردند آنها طرحهای هستند که توسط استخبارات دولتها و مافیا طرح میکنند و آن طرح های هیچ وقت جنبه تطبیقی نخواهند داشت بناً این طرح زمان طولانی ضرورت دارد بی حوصله نشوید و کوشش کنید که جوانان آماده شوند.

تشکر.

 

 

متن سخنرانی دانشمند فرهیخته مولوی عبدالرحمن رحمانی از ولایت بلخ در دومین همایش حمایت از فجرستان:

دانشمندان،نخبگان،علمای کرام،جوانان عزیز اسلام وعلیکم

با حذف مقدمات فقط یک اظهار مسرت دارم که در محفلی حضور بهم رسانیده ایم که محفلی سراپا پر از درد و احساس برای من و به منفعت نسلهای آینده کشور البته از نوید های درازمدت برای استقلال و منافع همچو کشور های که عقب مانده هستند این یک مژده خوشی هست علامه اقبال مرحوم دراین راستا کار زیاد  وسیع را روی دست داشت حتی با حکومت های بی نهایت استبدادی برخورد های سلیقه ی و خوبی داشت از روی برخورد خوب برداشت های داشتند که بعداً در پیرامون آن برداشت های نهایت عمیق و دوراندیشش درد خود را راها میکند:« بیا تا کار این ملت بسازیم » مخاطب خود هر فرد را قرار میدهد  کار این ملت اسلام را مشخص بسازیم البته تاسیس نهاد ها و موسسات یا بنیاد ها یکنوع بی باوری ها را هم در قبال خود دارد برای اینکه در طول تاریخ شاهد تاسیس و ایجاد و افوهات، صداها و نوا های را مردم داشتند که تردد شان ، شک شان و اعتراضات شان تا جای بجا است اما منفعت های که عمیقاً برای منطقه و مردم و برای سازش آینده منطقه باشد فکر میکنم که روی این به تایید گفته استاد گرامی از راه های طولانی باید کار صورت بگیرد تا اینکه روحانیون و دانشمندان و دست اندرکاران و کسانیکه که برای منفعت مردم منطقه و ملت خود قدم راسخ داشتند در بین مردم یک سلسله از خوبی های منفعت امیزش و اقدامات تاییدی صورت بگیرد یعنی شخص که امروز از همه منفعت های خانوادگی و کشوری خود میگذرد و بلاخره و روی منافع یک مجموعه بزرگ از دول کار میکند و سخن میزند این جای تقدیر است چرا امروز می بینیم یک کسی است که در فکر پیشبرد زندگی روزمره اش است و فکر میکند که زندگی روزمره به چه قسیم پیش برود و همواره ببینید که عمر خود را به همان اندیشه بکار می برد البته او هم روی علل و انگیزه ای است و کسی است که روی منفعت یک خانواده می اندیشد و کسی هم پیدا میشود که روی اهداف کلیدی تعالی و تمدن آینده و سرنوشت یک کشور می اندیشد کسی دیگر را پیدا میکنید که روی منفعت های دول کار میکند این البته مطابق استعداد ها است از استعداد خود ما باید تقدیر بکنیم منفعت های که برای بهبود جامعه اسلامی است امروز ازهر طرف مورد تهاجم و حمله ها قرار دارد و مشاهده هم میکنیم ولی در تحت پوششی اگر برای تحکیم منفعت دینی و منافع اسلام کار کرده  شود در جمع حضور فزیکی ، معنوی و یانظری دول ها زیربط که وجوهات مشترک دارند روی پیشبرد منفعت عالی اگر کار شود اگر نیت و اراده  این باشد که ما کشور های خود را از مشکلات به رفاه و اسایش برسانیم فکر میکنم این هم  یکنوع مجاهدت خوبی است ببینید نبی کریم (ص) تنها معلم برای امورات دینی نبودند حتی با اصحاب گرامی اش در صحنه دوش شرکت کرده و گفته است که شما به این شکل دوش داشته باشید اسب تازی و اسب دوانی را تعلیم کرده، شتر دوانی را تعلیم کرده و تیر اندازی را تعلیم کرده  و برای فعلا هم جوانان سوال دارند اگر برای اینکه یک جوان برای ادای عبادات خداوند از همچو وسایل که برای تقویت ، صحت و ثبات بدنش است استفاده کند آن خود عبادت است دوش خوب بکنیم ، تمدن خوب داشته باشیم ، صحت بدن خوب داشته باشیم به اینکه در برابر سختی ها، مصیبت ها و تکالیف های که در پیش روی دارند امورات عبادی ما است و در پیشبرد زندگی ما است که زندگی ما مقید شود زندگی برای بندگی و بندگی مقید شود و زندگی خوب  هرگز ما  مخالفش نیستیم ، تمدن را مخالفش نیستیم من نمایندگی از جماعه بزرگ علما میکنم شاید در اذهان بعضی دوستان باشد که علما مخالف تمدن هست ، مخالف ترقی است امکان دارد نظریه ها باهم متفاوت است پیشتر چنانچه که من پیشرتر مثال زدم یک کسی است که برای پیشبرد امور زندگی فردی خود اش با مشکلات فراوانی مواجه  است اما او را در جای اش میگذریم زندگی او را من مثال داده نمیتوانم که امروز آقای نوری   اقدام کرده اند منافعی را ملت ما کشور ما و نسل های آینده ما استفاده بکند امروز راه های صادراتی وارداتی مثال راه های توصل به کشور های منطقه بالاخره بدست آوردن همنوایی و مثال هم رنگی و ایثار و فداکاریهای که در بین این منطقه ای که وجوهات مشترکی دارند این یک کار خوبی است ولی احکام  چهار گونه است  فرض، واجب و سنت و مستحب اما وقتیکه مستحب ما وسیله برای حرام بگردد و در آینده آن حرام شود امروز از فعل آن مستحب ما باید منصرف باشیم هر مباح و هر کار جایز که وسیله به حرام میشود همین امروز بالفعل حرام هست و هر حرام  که در اینده منتهی میشود به فرض و توسط همان حرام فرض  خدا اقامه شود این حرام امروز برای تو مباح است یک فرمول است باید از این حرام  امروز استفاده کرد که آینده از فرضیت او مردم بر خور دار باشد .

 

 

گفتگو و نقد استاد لبیب ریس دانشگاه تخار و استاد سید امان الله سیرت برطرح فجرستان از طریق رادیو تخارستان در سال 1387.

گرداننده رادیو تخارستان : رساله ای اخیرا تحت عنوان "حوزه تمدنی فجرستان" به چاپ رسید که نویسنده و مولف این رساله آقای محب الله نوری ریس "کانون فرهنگی جوانان افغانستان" میباشد و ایشان طرحی در این رساله داشته و این رساله در بعضی ولایات و مرکز کشور توزیع شد و رساله هم بدست ما و شما رسیده است و خواستیم که نظریات که در این رساله داده شده است و طرح که در این رساله داده شده است را بحث بگیریم که این طرح چگونه یک طرحی است بر علاوه نظریات که در مرکز روی این طرح داده شده است خواستیم در تخار نیز صحبت در مورد این طرح داشته باشیم بناً روی این ملحوظ مهمانانی داریم در استدیو رادیو که ضمن اینکه خوش آمدید عرض میکنم ایشان را به معرفی میگرم:

-          محترم پوهندوی سید محمد عالم لبیب ریس پوهنتون تخار

-          محترم سید امان الله سیرت یکتن از شخصیت های ولایت تخار

 

خیلی خوب ابتدا اگر جناب ریس پوهنتون صحبت مقدماتی تان را بفرمایید بعد میرویم روی اصل بحث .

لبیب: بسم الله الرحیم الرحیم طوری که شما یاد اور شدید رساله را که بنام " حوزه تمدنی فجرستان" برادر عزیز ما جوان فرهیخته جناب محب الله نوری به رشته تحریر در آورده اند و به نشر رسیده است آن را مطالعه کرده ایم و اقعاً آنچه راکه ایشان در آن رساله تذکر داده اند و طرحی را که ارایه نمودند خیلی جالب یافتیم بصورت فشرده میتوان گفت که در این رساله در باره کشور های افغانستان و خود افغانستان و از جمله ایران، پاکستان ، تاجکیستان ، ترکمنستان ، ازبکستان و جمهوری قرقیزستان که با افغانستان همسایگی مستقیم ندارد سخن رفته است با اتکا به واقعات تاریخی که واقعاً این حوزه زمانی و یا مدتهای طولانی یک حوزه بزرگ تمدنی بوده و امپراتور های بزرگ درهمین ساحه حکومت کرده اند و حکمروایی های سلاله های زیادی در همین عرصه صورت گرفته و تمدنهای بزرگ و فرهنگ های مادی و معنوی در این ساحه بوجود آمده از این لحاظ کشور های که امروز بنام های متذکره یاد میشوند در گذشته شامل یک حوزه بزرگ تمدن بوده و جناب نوری در این رساله خود با رویکرد به گذشته تاریخی این کشورها که امروزه کشورهای مستقلی هستند طرحی دارند مبنی بر اینکه اگر امکان داشته باشد همین کشور ها باز گذشته تاریخی و فرهنگی خود را باز یابند و براساسات مشترک و روی یک همگرایی فرهنگی متحد شوند ویک حوزه بزرگ تمدنی را ایجاد کنند که کاستی های یک دیگر را رفع کرده بتوانند کارنیک خواهد بود و ایشان خاطر نشان میسازند که افغانستان و جمهوریهای مستقل کشورهای مشترک المنافع کشورهای اند که در خشکه واقع شده اند و به بحر راه ندارند اگر این ها در یک (integration) و یا همگرایی با کشورهای ایران و پاکستان متحد شوند این ها میتوانند به بحر و آب راه پیدا کنند که این معضل در اینجا حل میشود و این ها میتوانند ازلحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عمیقاً و به وجه بهتر رشد کنند و به انکشاف بسیار بزرگ دست بیابند و در جهان امروز البته نمونه های چنین همگرایی وجود دارد و ما شاهید اتحادیه های بزرگ چون اتحادیه اروپا هستیم و یا جمهوریهای سابق شوروی زیر عنوان کشورهای مستقل مشترک المنافع فعالیت میکنند همچنان در حوزه های مختلف کشور ها با استفاده از موقعیت جغرافیایی و سابقه فرهنگی و تمدنی برای فراهم آوری تسهیلات به زندگی کنونی شان به چنین همگرایی ها می پردازند بنابراین طرح برادر ما از این لحاظ منطقی به نظر میرسد و اینکه چه مشکلات در فرا راه علمی شدن این طرح وجود دارد آن چیزیست جداگانه که در آن باره باید بسیار بحث صورت بگیرد دانشمندان، سیاسیون و دانشمندان جامعه شناس و متخصیصین و کسانیکه صاحب اندیشه و نظریه هستند خصوصا دراین کشور ها باید در این باره عمیقاً بی اندیشند و راه های عملی شدن و تطبیق آنرا جستجو بکنند. البته من نام گذاری این رساله را و این منطقه جغرافیایی ملاحضاتی دارم در این کتاب این منطقه بنام حوزه تمدنی فجرستان نامیده شده که فجرستان کلمه آنقدر مانوس نیست دیگر مولف وانمود ساخته که این حروف فجرستان از نام این کشورهای که شامل فجرستان اخذ کرده اما این یک ترتیب منطقی نبوده معمولا وقتی نامی را از نام های دیگر میگیرند معمول این است که از حروف اول آن میگیرند و ایشان برای اینکه فجرستان را ترکیب کند از هرجای که خواسته این حروف را ترکیب کرده دوم که پسوند ستان که به استثنای ایران در تمام کشورها نامبرده که است بنابراین برای گزینش نام برای این منطقه میشد که تجدید نظر بکنند که بر یک اساس منطقی باید استوار باشد .

 

گرداننده: بر میگردیم به آقای سیرت میشود که در کل نظرتان را در باره این طرح ارایه کنید

سیرت: بسم ا..  با تشکر از هیات رهبری و اداری رادیو تخارستان که چنین برنامه های را طرح میکنند و چنین برنامه های را مساعد میکنند من باید بصورت اخص جا دارد که تشکر بکنم از این  جوان خردمند و دانشمند و جوان با استعداد مان آقای محب الله نوری من بصورت فوق العاده ستایش میکنم از این اقدام آنها و ما بسیار خوشحال هستیم که خداوند بعدی این بیست سال و سی سال جنگ و پریشانی و تجاوزات خداوند به ما لطف میکند جوانانی را استعداد سرشار دارند ، آرزوهای بلند دارند بلکه میشود این را برنامه و طرح های استراتژیک نامید و پیش از اینکه وارد بحث شوم این طرح را به دیده قدر و به آرزو تحقق اش انتظار میکشیم و همکاری خود را اعلان میکنیم و آرزومند هستم که اهل خبره و اهل دانش آنهای که آرزوی سربلندی افغانستان و آرزو بلند و بلند رفتن استعداد و افکار جوانان ما را دارند این طرح را همراهی و همکاری بکنند مثل که جناب ریس پوهنتون اشاراتی داشتند اصلاح شود ، دیده شود ، نظر اندازی شود ، رایزنی شود تا این طرح به یک طرح منسجم ، منظبط و مکمل که تا زمینه های تحقق اش هم البته بعد ها روی آن فکر شود من بسیار خوشحال هستم از جوان که استعداد این را دارد ؛ فکر این را و دید این را دارد که ازحوزه فقیر افغانستان و از حوزه مریض و محروم افغانستان دارد فراتر فکرمیکنند و ایشان یک نقیصه تاریخی را و یک نقیصه جغرافیایی را در واقع درک کرده اند آرزوی بسیار بلندی هست .

  گرداننده: میشود که سوال دوم را هم از شمابپرسم باتوجه به محتوای که در این کتاب ذکر شده است چقدر این طرح را عملی میدانید البته با توجه با آن راه های که آقای نوری در آن پشنهاد کرده اند؟

سیرت: هنوز گپ از زدن تحقق از این برنامه های بزرگ که ما آن را طرح ها و پلانهای استراتژیک ذکر کردیم که در واقعیت استراتژیک که هم هست کلمه استراتژیک پلانهای بزرگ را میگویند پلان های بزرگ که زیاد زیاد کار دارد هنوز وقت است که ما از تحقق در این زمینه حرف بزنیم این هنوزه یک رساله هست که نواقص خود را در متن و محتوا و تحریر ونوشتار خود دارد .

گرداننده : نه هدفم از تحقق است اینکه چقدر امکان تحقق آن میرود با موجودیت راه های را که نویسنده  ذکر کرده است ؟

سیرت: من بازهم سر این میایم که ما برای حل مشکلات محیطی دچار مشکلات عظیم هستیم این در واقعیت یک معضله بزرگ منطقوی است ما این معضله را آنسو میکنیم در جایش یک طرح بزرگ که مرزها را میکشند ، رابطه های سیاسی را میشکند یک منافع بزرگ را که فعلا در جمع آرزوهای بسیار بالا قلمداد میشود هنوز گپ تحقق گپ دور است بلی یک طرح معقول و یک طرح که صحیح سنجیده شود مطابق نیازمندیهای منطقه چرا تحقق پیدا نکنند حتما تلاش میشود و حتما تعداد زیادی از دانشمندان و اهل خبره و کسانیکه اهمیت این طرح را میدانند در این قسمت همکاری میکنند که این البته امکانات فرا منطقه ای کار دارد حالا که این از استعداد یک جوان تراوش کرده و نشات کرده این یک اقدام مقدماتی و خام است هرگاه که این طرح به پختگی لازم خود برسد و به امکاناتی برسد که زمینه تحقق را پیدا کند چرا نه میتوانیم بگویم که حوزه را که آقای نوری آنرا به فهم و برداشت خود شان حوزه تمدنی فجرستان نامیده اند جدای از اینکه به گفته لبیب صاحب مشکلاتی در نامگذاری است ولی اصل هدف گیری شان هدف گیری بجاست ، خوب تشخیص دادند و این حوزه از نظر گذشته های تاریخی حوزه بزرگی است ما بسیار گذشته های بلند و بالای را در این حوزه سراغ داریم در صفحات تاریخ و واقعاً از نظر جغرافیایی هم حوزه بسیار با اهمیتی است ولی در طی دو و سه صد سال اخیر این حوزه دچار جنجال ها و دگرگونی ها ی بوده است که میشود آنرا در جایگاه خودش بر رسی کرد بهر صورت در کل این اصل آرزومندی و اصل هدف بزرگ و خوبی هست انشاالله قدم قدم با ترتیب و تنظیم و با رسیدگی به جوانب خام این برنامه که به پختگی برسد امید وار تحقق اش هستیم .

گرداننده: میرویم روی خود رساله و ازجناب ریس این را می پرسیم که کاستی های که در کل در این رساله هست و کاستی که با تکمیل آن بتوان روی آن  بیشتر کار کرد از نظرشما چیست؟

لبیب: خوب قبلاً هم اشاره کردم با وجود تمام کاستی ها از نظر نوشتاری، نگارشی و طرح مسله و انسجام رساله وجود دارد در مجموع با مفکوره ایشان و طرح که چنین حوزه تمدنی که در گذشته وجود داشته و در اثر سعی و تلاش خبرگان و نخبگان همین منطقه میشود که روزی دوباره احیا شود و تحقق پذیرد و در شرایط نوین و نیازمندیهای وامکانات امروزی احیا شود من این را می پذیرم و قابل قدر میدانم ولی این اندیشه و این طرح باید بصورت بسیار منسجم و مدون ارایه شود و کاستی های که یاد آور شدم که در این رساله وجود دارد زیاد تر بصورت مشتت و پرکنده ارایه شده یعنی وقتیکه یک اندیشه و یک طرح روی کاغذ آورده میشود از انسجام خاصی برخورد میباشد یک جوان مبتکر است اما تجربه لازم را در نویسندگی ندارد ازهمین خاطر مسله با وجود تمام اهمیت اش بگونه پراکنده و مشتت ارایه شده و این میشود که رویش کار صورت بگیرد و بشکل منسجم و مدون ارایه شود و همچنان کاستی های که از لحاظ نگارشی و از لحاظ املایی و انشایی در این وجود دارد مرفوع ساخته شود از تصیح و تنقیح کسانیکه در این ساحه صاحب نظر هستند بگذرد و دوباره به نشر برسد من فکر میکنم بهتر خواهد شد و به خوانندگانی بیشتری توزع شود تا اینکه همگان بتوانند نظر خود را در این رابطه ارایه بکنند و وقتیکه بصورت منسجم و مدون آن ارایه شود درک و فهم آن هم اسان میشود.

گرداننده: جناب سیرت کاستی های که از نظر شما این رساله چیست که باید رفع شود؟

سیرت: اصلا حوزه تمدنی فجرستان من که داخل این را دیدم طرح گفته نمیتوانیم به واقعیت بدلیل از اینکه برای تحقق چنین آرزو های بزرگ نوشتن یک رساله را با اشارات که جناب لبیب داشتند این را آدم طرح گفته نمیتواند اما میتوانیم یک آرزوهای بزرگ پراکنده و یک تشخیص بجای یک جوان با استعداد میتوانیم بگویم اقای محب الله نوری جوان عزیز ما یک چیز را اگر پذیرا شوند و اگر آماده پذیرش شوند که به این اقدامات بزرگ که یقناً اقدامات بزرگ و طرح های بزرگ یک مقدار حوصله و ظرفیت بزرگ و امکانات بزرگ می خواهد بخصوص امروز با پیشرفت تکنالوژی امکانات طباعتی زیاد در عرصه مطبوعات می بینیم سهولتهای بوجود آمده امروزه یک نظریه میتواند بسیار به سرعت نشر شود از طریق رسانه ای صوتی، تصویر و طباعتی به اطلاع مردم برسد نوشتن چنین رساله ی منحیث المجموع گفتم در جهت هدف گیری بزرگ بسیار دقیق است ولی ما وشما فراموش نکنیم آقای کریمی که(گرداننده) ما برای تحقق یک طرح بزرگ برای منطقه بزرگ حرف میزنیم و این با نوشتن چنین رساله ای به این پراکندگی جای این نیست که ما از تحقق اش حرف بزنیم آقای نوری اگر خواسته باشند و اگر میخواهند این برنامه که از استعداد یک جوان افغانی است به اطلاع همه برسد و میخواهیم آنها را شامل یک حوزه بسازیم و این خود از ادرس اقدامات شخصی یک جوان افغانی و این خودش کشورهای شامل این حوزه که آیا این نام را قبول دارند یا ندارند این را بسازیم این یک مقدار به تعمق و تحقیق بیشتر نیاز دارد اگر آقای نوری آماده باشند یک جمع بشینیم سر نام این یک فکر بکنیم بعد گپ دیگر که در داخل این رساله نیست ما یک مکانیزمی در این طرح نداریم این ها مثل زدند این طرف و آنطرف آمو را از حوزه علمیه بخارا و سمرقند حرف زدند از اسارت و پراکندگی ما از خارزمشاهی ها از حملات مغول و از جنجال این طرف و آنطرف صحبت کردند و او گذشته ها را ما امروز اگر با وضعیت جهان به ریزنی و چنه زنی بگیریم این مستلزم یک مقدارزیاد از فکر کردنها و البته کار کردنهای زیادی دارد بعد در آنصورت ما یک مکانیزمی ارایه میکنیم که طبعاً طرح دارای یک مکانیزم است که بعد هر کشور را در جایگاه خودش تحلیل میشود   بعد خود  حوزه جغرافیایی مورد بررسی قرار میگرد بعد امکانات پذیرش این طرح از سوی کسی که طرح را ارایه داده میشود که البته گپ های بسیار زیادی دارد ما حالی فعلاً میتوانیم این را یک آرزوی بلند و یک نظریه خوبی یک جوان بدانیم.

گرداننده: فرموده شما درست اما به این عقیده هستم که همه چیز از صفر و از یک نقطه کوچک شروع میشود پس میشود که این را عدد بالاتر از صفر تلقی کرد اینکه از جانب شخص شده است و آیا از جانب دولتی ارایه میشد پذیرفته میشد یاخیر و دیگر اینکه ممکن است نظری عالم گیری شود و از جانب همین جلسه های متعدد که بر گذار میشود مثل جلسات که در مرکز گرفته شده است میتواند که این را تصحیح کند و اگر برای این جلسات کسانی دیگراز کشورهای منطقه دعوت شود درکل این طرح تصحیح خواهد شد وگام های بالاتری بر داشته خواهد شد.

گرداننده: بهر حال بر میگردیم به جناب ریس ومی پرسیم که ایا این طرح در گذشته این طرح از جانب کسانی دیگر مطرح شده است و اگر مطرح شده به چه صورت و آنها کیها بودند؟

لبیب: البته در رابطه با این طرح و آرزومندیهای که جناب محب الله نوری در این رساله ارایه داشته اند و آرزو برده اند که کشور های که در این منطقه هستند با الهام از مناطق دیگر جهان در یک همگرایی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی، قرار بگیرند گپ بسیار نیک است و فکر میکنم تا به حال به این وضاحت در هیچ نوشته ای و در هیچ نظری ارایه نشده است و یا لااقل من در جریان نیستم که چنین طرحی و چنین نظریه ارایه شده باشد .

گراننده : و شما جناب سیرت چه میگوید ؟

سیرت: من یک عرض دیگر قبلاً کردم قبل از اینکه به جواب این سوال بپردازم ما پیشرهم اشاره کردیم شخصی ، اداره ی، دولتی و کشوری شاید هم به سهولت جراتی چنین طرح و چنین نظریه را نداشته باشد اگر ما مثل بزنیم خود دولت فعلی افغانستان را چنان دولت ما با وجود تمام امکانات استثنایی که در تاریخ افغانستان نصیب ما شده است و دراین پنج شش سال اخیر باوجود موجودیت قوای جهان ، پول جهان ، پشتیبانی جهان، تاحدی یک امنیت و ارامش پنج شش سال شما ببینید که نظریه ها را و آرزو ها را حتی نتوانستند ....

 

 

مصاحبه رادیو تخارستان با نویسنده در پیوند با گفتگو فوق:

 

گرداننده: نویسنده در گفتگوی با رادیو تخارستان ضمن سپاسگزاری و پذیرفتن ایرادات وارده بر رساله حوزه تمدنی فجرستان  رساله که در ظرف یک هفته نوشته شده است و در یک محدوده زمانی بسیار کوتاه طبیعی است که از چنین کاستی های نمیتواند  بیرون  باشد ولی توقع این است که هر خواننده دانشمند همزمان با خواندن رساله متوجه میشدند که این کتاب بر خلاف هر کتاب دیگر بدون فهرست و بدون مشخصات لازم چاپ شده است چیزی که هر کسیکه حتی دو جلد کتاب مطالعه کرده باشد جدای از بحث نویسندگی این را میداند که لااقل برای هر کتابی بایست فهرست عناوین داد ولی همانطوری که عرض کردم در قدم اول قرار بر این نبود که در این زمان مطرح شود و بعد هم که  تصمیم گرفتم که مطرح نمایم چون کنفرانس پیش رو بود در ابتدا تصمیم براین شده بود که تنها مقاله ی دراین زمینه تهیه و در آن کنفرانس خوانده شود ولی چند روز پس و نزدیک به کنفرانس کار این رساله شروع شده که در آن وقت کم  بیشتر از این ممکن نبود امید است این توقع را نه  از جوانان یا نو نویس ها بلکه از بزرگان و پخته کار ها هم نداشته باشیم از جانب دیگر خوب می بود که دوستان بجای موضوعات جزیی مثل مسایل ویرایش که آن نه کار نویسنده گان بلکه کاری است مربوط به ویرایشگران ، بیشتر به پیام اصلی  رساله توجه می فرمودند و ایرادها، پشنهادات و طرح اصلاحی شان را در پیوند با اصل هدف کتاب میدادند خوب تر میشد. بهر صورت من از نظریات دوستان مستفید شدم امید است در چاپ های بعدی رعایت شود ولی بعضاً دوستان به نکاتی اشاره کرده بودند که یا در آن رساله نیامده و یا من اشاره کردم که در چاپ های پسین به آن خواهم پرداخت از این نگاه پشنهاد مینمایم هر دوست خواننده در مجموع نوشته های مربوط به این موضوع را بدقت بخوانند تا  انشاالله ما بتوانیم از نظریات شان بیشتر استفاده بکنیم  ولی در قسمت نگاه ناباورانه که در بعضی از قسمت های  گفتگوی دوستان به نظر میرسد طبیعی است چون ملی گرایی بتی است که از زمان تولد ما تا بعدی حیات ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با آن عجیم شده ایم اگر دوستان موافق باشند بگذار حرف های ناباورانه شان را به حساب همین بت و به حساب سن بزرگ شان و به حساب طرح های ناکام داده شده از جانب دولت ها  بگذارم چون دوستان کمتر به این دقت کرده اند که ما از چیز نوی در حوزه خود مان نمیگویم بلکه از موج میگویم که برخلاف هر زمان دیگر جدی تر و جدای از تصمیم دولت ها توسط ملتها در حال حرکت است و ما نمیتوانیم حرکت آگاهانه مردم  را به عنوان محور ترین چرخه تحولات تاریخی نادیده بگیریم و نیز در قسمت طرح که گفتند مسایل عمیقی در این عرصه مطرح شده است که این رساله و زمان ما گنجایش آن را نداشت انشاالله که در چاپ بعدی در اخیتار دوستان قرار بگیرد بهر حال از اینکه دوستان در اصل متن و در اصل پیام با این رساله موافق بودند جای بسی خورسندی است و جا دارد که از آنها بازهم سپاسگزار باشم»

 

 

 

حامی از غور

بنام خالق اقدس

 

نخست ازهمه احترامات بی پایان وبی کران خویش  راخدمت شخصیت فرهیخته وجوان فرهمند واندیشمند حوزه تمدنی فجرستان آقای محب الله نوری تقدیم داشته وثانیا" امر نویسندگی وپژوهیش گری وخلاقیت تان رادرعرصه سیاسی ،فرهنگی واجتماعی که برخواسته ازاعماق قلب پردرد وپردرک شماست ،درقدم اول  بخاطر سعادت وسرفرازی ملت نجیب افغانستان ودرقدم دوم بخاطر صلح واخوت ملل باهم برادر که فرهنگ ، زبان ،تاریخ وعنعنات وداکثرا" دین مشترک دارند میباشد تبریک وتهنیت عرض نموده واز خداوند لایزال استدعادارم تاشما را به آرمان مقدس ووالای تان نایل گرداند.

عزیزم آقای نوری : قبلا" درمورد شما چیزهای رامیشندیم د ررابطه به کارهای علمی و طرح های سازنده تان ولی باایجاد وبلاگ فجر وتماس و پرسان ازآقای عبدالولی حبیبی غوری وداکتر محمد نعیم شریفی  فعلا" دانشجو در دانیشگاهای هند پیرامون شخصیت شما آشنای کامل پیدانمودم واینقدر ازمحتوا ی نوشته ها وصحبت دوستان دریافتم که اگر امروز سید جمال الدین افغان ،اقبال لاهوری وامثال شان جسما" درحوزه تمدنی  فجرستان وجودندارند  ولی هست کسانی مانند شما که میتوانند تا حدی جای آنهارا پرنمایند وامیدواری ها روزبه روز درمورد آینده درخشان شما با آرمان وویژن که داریند ودرین راستا بانرژی کامل مبارزه مینمایید زیاد شده است ومارا به طرف شمامیکشاند که اگر جسما" از شما فاصله داریم ولی قلبا" باافکار مشتر ک که باشما احساس میکنیم داریم نزدیک هستیم وازطرح وآرمان بزرگ شما من و دوستان همفکرم پشتبانی نموده درراستای تحقق آن تا وقتی که حیات داشته باشیم تلاش بی دریغانه خواهیم نمود.

دوست گرامی ! شاید در مسیر رسیدن به این هدف خارهای زیادی ومزاحمت های بی شماری ایجاد گردد وحسادت های فراوانی  باعث آزار و اذیت شما گردد ولی به خاطر سعاد ت  ملت های محروم که جبر واستبداد سیاسی بالای آنها درطول تاریخ ازطرف استعماگران واستثمارگران تحمیل گردیده است  استقامت ، سعه صدر ،تلاش وگذشت پیغبر گونه میخواهد .

به هرتقدیربه امید روزی که با هم رو در رو نشسته و درد  دل کرده و صحبت های عالمانه شما را استماع نمایم.

موفقیت مزید تان را درهمه عرصه ها ی زندگی تمنا دارم پیروز و موید باشید.

 

بااحترام

برادرشما

گل احمد عثمانی غوری

فارغ التحصیل دانشکده فارمسی دانشگاه کابل سال 1381

عضو بنیاد جوانا وتحصیل کردگان غور

وفعلا"کارمند ریاست صحت عامه غور

نمبر تماس :0797026508

ایمیل آدرس: g_osmany@yahoo.com

 

 

 

 

 حامی دیگر

 

 

"هو العلیم"

« و خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغیردهند» " سوره رعد، آیه 11"

حضور آقای نوری، با عرض سلام و ادب؛

از زمانیکه فریاد مرحوم شریعتی را که اندوه تلخ تاریخی مردمان زیر دست را باز میگفت، از وقتیکه در شگفت، مطالعه کردم افتخارات و اکتشافات و آثار بی شمار خویشاوندان مان که دوران تمدن طلایی اسلامی را یاد آوری می نمود، از موقعیکه به واسطه سفرهایم به شهر ها و کشور های مختلف ، "درد و نیاز" و در عین حال مید و استعداد را در پس نگاههای مفهوم همنوعان خویش مشاهده نمودم، همواره اندیشه کنان در فکر یافتن روش و مسیری برای نجات و رستگاری مان بودم . تا که متوجه و دقیق تر به خودمان باشیم و همچنین از همانانی که در گذشته سعی در چپاول و استثمار ما داشته اند و هم اکنون با کشیدن دست نوازش شان بر سر ما به دروغ و یا با تحقیر و تهدید در راه پیشرفت، آزادی و استقلال مان مانع تراشی می کنند، قطع وابستگی حاصل گردد.

به یقین طرح همگرایی منطقه ای به ویژه در حوزه تقریباً متجانس و هماهنگ چون حوزه تمدنی فجرستان را یکی از این راهکار ها پیدا نمودم.

امروز ، ملتها منطقه بایستی خود راهکارها و طرحهای بومی را در برابر موج جهانی شدن ( که می رود بیشتر به سود قدرتهای بزرگ تمام شود)، جسته و جامه عمل بدان بپوشانند در غیر این صورت به جای بازی گری، می باید نشست و تماشا گر مطلق بود!

خوشبختانه تجربه کشوری چون "هند" در مقابل دیدگان من و شما قرار گرفته است. می توان به وضوح مشاهده کرد که کسانیکه میراث دار "جواهر لعل نهرو" و اندیشه ضد استعماری و " جنش عدم تعهد" بودند امروزه با سرعتی باور نکردنی به سمت "تعهد" حرکت می کنند و در این مسیر حتی با همسایگان خود به رقابت می پردازند و خویشاوندانشان را در آن سوی مرزها، کسانیکه از تبار و خون شان هستند، دشمن خونی می پندارند. همین های که میراث دار " مهاتماگاندی" و اندیشه  اخلاقی و مذهب گرایی او بودند، امروزه سکولاریزیم را به بند های قانون اساسی خود علاوه کرده اند.

رنج دیدگان که خود را پیرو اندیشه های برابری طلبانه " دکتر امبید کار" می دانند، امروزه از شکاف عمیق و توسعه نا عادلانه ای که دو طبقه ثروتمندان و آگاهان اندک و تهی دستان و پا برهنه ها و بی سوادان اکثر( دو قشر بی اطلاع از احوال هم) را ایجاد کرده است و بدنه جامعه شان را خراش می دهد، غفلت می ورزند.

چرا باید این گونه شود، چرا باید هم هم تبارانی که در طول تاریخ به طالبان صلح و تحمل و صبوری شهره بوده اند، امروز به خون هم تشنه باشند، به سراغ هولناک ترین سلاحهای اتمی و موشکی و عملیاتهای تروریستی و تربیت و حمایت تروریستها بروند.

توان بخش، دانش ، پول و جان خود را در دو سوی مرزهای هندسی صرف جنگهای گرم و سر بر علیه یکدیگر می نمایند.

هریک چشم امید به روسای جمهور قدیم یا جدید ایالات متحده می دوزند و در چرب زبانی و جلب نظر شان گوی سبقت زهم می ربایند.

متاسفانه نسلهای جوان، گهگاه، صرفاً موفقیت و کامیابی دهها اتحادیه غربی چنان اتحادیه اروپایی، ایالات متحده امریکا، ناتو، گروه هشت و..... را مشاهده کرده آنان را می ستایند و از پتانسیل ها و استعداد های درونی خویش غافلند.

اما چنانچه از ایشان بخواهیم تا به گذشته اروپا و امریکا مراجعه کنند، چه خواهند دید؟!  جز جنگ و گریز های به مراتب مخرب تر و دهشتناک تر حتی از آن ما.

مگر واقعیتی که اکنون از ایالات متحده به عنوان ابر قدرت خود خوانده جهانی می ببینیم چه بود که جز سالها جنگ داخلی و خارجی ، بهره کشی از برده ها و کشتار و غصب خاکهای سرخپوستان و یا اتحادیه اروپایی با مرزهایی آن چنان خونین که بشریت به خود ندیده است.

بلی، درست است، همگرایان کنونی در اروپا میراث داران اجدادی هستند که یکدیگر را در گذشته با القابی چون "قوم وحشی" (آلمانها) و دزدان دریایی(سویدیها) و .....می خواندند. اکنون نوبت آن است که دقیق باشیم و بنگریم که چگونه است پدیده ای چون "شوونیسم" و " ناسیونالیسم" را به عنوان کالای تاریخ مصرف گذشته ، برای ما صادر کرده اند و با خط کشی های نا عادلانه( بل که زیرکانه) نطفه های تفرقه قومی و ستیزهای منطقه ای را باقی گذاشته اند. و بعداً به خود جرات مداخله و اظهار نظر می دهند و تا به آنجا رفته که آقای سامویل هانتینگتون اندیشمند محصول غرب اظهار نظر میکند که :« مرزهای  جهان اسلام ، خونین است» .

آقای نوری! برادر عزیزم!

روح مترقی و درخشنده طرح فجرستان ، یکی از پاسخهای روزگار خسته و افسرده ما خواهد شد و اطمینان دارم که اکثریت ملتهای منطقه ان را راه علاج درماندگی های خود خواهند یافت اما بایسته است که:

1-      روشنفکران و دانشگاهیان کشورهای منطقه را بدان آشنا کرده از نظرات ، پشنهادات و انتقادات آنان بهره ببریم،

2-      طرحهای مسبوق به سابقه را مورد مطالعه قرار دهیم و حد و میزان کامیابی و ناکامی های آنها را مورد آزمایش و ارزیابی قرار دهیم.

3-      ایجاد تشکیلات قوی و منسجم و ثابت و دامنه دار ضروری است. می توان دان هر عنوان شایسته ای مثل اولین حزب بین ملتی، بنیاد، انجمن دوستی و یا NGO داده شود ،

4-      بر قرار بودن ارتباطات قوی و منطقی مابین ملل منطقه امری ضروری است و دراین راه به همه ابزار های تبلیغاتی ، فرهنگی، انتشاراتی، آموزشی و مکانیسمهای چون رادیو، تلویزیون ، وب سایت، روزنامه و نشریات و کتابها و کتابخانه ها و مدارس و دانشگاهها و ...... احتیاج است،

5-      جلب نظر و اعتماد تاجران ، کارخانه داران، صاحبان صنایع و متصدیان امر صادرات و واردات ، تولید کنندگان و بازبانان لازم است. لذا رایزنی با ایشان آنها را از اهمیت اقتصادی و منافع مستتر در این طرح آگاه کرده ، بی شک از در حمایت در خواهند آمد،

6-      علمای دینی همچنان تاثیر گذار بر مردم هستند، بنابراین مذاکرات و گفتگو با ایشان نیز هم به جهت بهره گیری از اطلاعات و نظرات ایشان موثر می نماید،

7-      هنرمندان ، نویسندگان ، شعرا ، فلمسازان ، و .... بایستی با طرح آشنا گردیده و اثر گذار باشند و افکار مردم منطقه را هم نزدیک تر کنند،

8-      نخبه های در زمینه های مختلف حقوقی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ، دفاعی گرد هم آوری کرده و به عنوان سفرا و نمایندگان به کشورهای منطقه و سایر کشور ها در رفت و آمد ، مذاکره و رایزنی و تبادل اطلاعات مشغول گردند،

9-      به زمینه های مولد و زاینده جهت تامین مخارج طرح نیاز مبرم وجود دارد تا استقلال طرح به خطر نیفتد.

10-   میتوان از مسابقه های ورزشی به ملل منطقه ، مسابقه های هنری، علمی ، فستیوالها و برنامه های فرهنگی و تفریحی بین ملل منطقه در جهت نزدیک تر شدن آنها استفاده کرد.

 

به هر روی طرح فجرستان به مانند هر طرح و مفکوره ای نیازمند انکشاف، بسط و ارزیابی فراوان دارد. لیکن در عملی شدن این طرح دیر و یازود ایمان و باور واقعی دارم و مطمناً استحضار دارید که در جهت تحقق هر برنامه ای ( خصوصاً با این مقیاس و مختصات ویژه) گذشت زمان اهمیت به سزایی دارد و نتایج آسان و سریع به دست نیم آیند و لذا باور داشته باشیم که باید آموخت که منتظر "فردا" ماند و گرنه " پس فردایی" هم نخواهد آمد!

اینجانب نیز در استعداد و توانایی خویش ، همفکری و همراهی خویش را با طرح همگرایی منطقه ای فجرستان اعلام کرده و امیدوارم به خواست پروردگار متعال همچنان که در عالم رویا نیز مشاهده کردم:" که روزی به همراه جمعی از همفکران در شهر "بخارا" قدم می زنیم و در حالیکه مرزها به صورت قابل عبوری ساخته شده اند ، شهر زادگاهم " مشهد مقدس" را به وضوح و در فاصله چند متری از " بخارا" می بینم و شکر گزاری کرده و اظهار ارادت نمودم  به خدمت امام رضا(ع) و بارگاه ایشان این رویداد بزرگ را به چشم خود شاهد باشیم. ان شاالله.

و به لحاظ که ایده های شمار منزه و خالص و در جهت بیداری وجدان بشری، صلح ، دوستی و همنوایی ملل، پیشرفت و سعادت و رستگاری خویش، پیدا کرده ام ، از پیشگاه پروردگار عالم پیروزی دوام دار شما و همفکران را مسلت دارم. بنی آدم بایستی به این اندیشه نیل پیدا کنند که " کشورهای واقعی ما هستیم و نه مرزهای کشیده شده بر روی کاغذ."

 

مصطفی عرفانی

پونا

هندوستان

29 ژنوری 2009

 

  

 

+ نوشته شده در  2010/4/14ساعت 21:48  توسط محب الله نوری  |